فرضیه خواب و دنیایی دیگر

” وقتی خوابید دیگر خواب نبود ، داشت وسط خیابون قدم میزد و با بقل دستی اش صحبت میکرد ! از او خداحافظی کرد و سوار ماشین شد و به سمت خانه روانه شد ، در حین راه در فکر وقایع چند ساعت اخیر بود که بینش وقفه ای افتاده بود که گویی هیچ چیزی در آن زخ نداده بود ، زمانهایی در خلاء ! آن زمان وقتی بود که او بیدار بود و داشت زندگی جسمی اش را ادامه میداد ”

Sleep and Mind

انسان یک بخش از سه بخش زندگی اش را در خواب است و خواب دریچه ایست که جسم را از کار انداخته و ذهن شروع به پردازش وقایع و رخدادهایی میکند و زندگی دیگری را رقم میزند ، ذهن توانایی این را دارد که دنیایی بسازد که شخص در آن به زندگی دیگری بپردازد و چون ذهن فراتر از واقعیت میتواند عمل کند پس در دنیای ساخته شده اش همه چیز امکان پذیر است ! در این دنیاها انسان با روح ها هم صحبت میشود ، به همنشینی با خدا میرود ، به جای راه رفتن پرواز میکند ، داخل جنگی جهانی میشود و یا در گوشه ای تاریک مینشیند و فکر میکند ! عاشق میشود و میمیرد و وقتی مرد ذهن داده هایش را پس میزند و باعث میشود جسم عکس العمل نشان دهد و شخص از آن دنیا خارج شود ! ما بارها شده در خواب در بلندی به پایین پرت شده ایم ولی هیچگاه به انتها نرسیده ایم ، در راه با لغزشی به بیرون از دنیا پرت شده ایم و چند دقیقه ای درگیراش بودیم و به این فکر میکردیم که تا الان کجا بودیم ؟! انسان در ذهن ناخودآگاهش هیچوقت کامل نمیمیرد !
شاید با فرضیه ی آینده نگری ماتریکس همسو باشد ، ولی ما از دنیایی ویران شده و آینده ای در اختیار ماشین حرف نمیزنیم حتی از ذهن برتر هم حرف نمیزنیم ! ما از زندگی حرف میزنیم از همین امروز ، از همین صبح که بیدار شدیم و شاید در خواب ادامه زندگی رو میکردیم که در بیداری از آن بی خبریم ! زندگی که ذهن آن را برای ما به تصویر میکشد !
مدتها بود در خواب به صورت وقایع دنباله داری زندگی میکردم ، پرواز میکردم و شهر را از بالا با نکته های ریزش نظاره میکردم ! ساعتها با شخصی به صحبت مینشستم و حتی دلتنگ بیداری میشدم ! هر خواب ادامه ی خواب قبلیم بود و به قدری زندگی در آن دنیا لذت بخش بود که دوست داشتم همیشه بخوابم و در آن دنیا زندگی را ادامه دهم ولی انسان به هر دو جهان نیاز دارد و حذف کردن یکی از آن غیر ممکن است !
دژاوو/Déjà vu – کلمه ای فرانسوی که لحظه ای را تعریف میکند که ما دچارش میشویم و احساس میکنیم این لحظه یکبار دیگر هم رخ داده است و شاید دقایق بعدش هم تعریف کنیم و اگر نتیجه ای بدی از خاطرمان از آن لحظه گرفته ایم ، سعی کنیم آن کار را نکنیم و نتیجه را یک جور دیگر رقم بزنیم !
دژاوو ممکن است لحظاتی باشد که در دنیای دیگری {خواب} رخ داده و ما آن را دوباره در دنیای دیگری {بیداری} تجربه میکنیم ! و با خود فکر میکنیم که این در گذشته اتفاق افتاده است ، تقابل این دو دنیا به صورتی است که میتوان لحظاتی مشابه را رقم بزنن !
ذهن و فکر دو عنصر اصلی هدایت کننده ی شخص در دو دنیا هستند !

فعلا

یک پاسخ به “ فرضیه خواب و دنیایی دیگر ”


  1. مطلب جالبی بود
    ممنون بابت توضیح دژاوو
    حالا خودت این فرضیه رو قبول داری ؟


چیزی برای گفتن دارید ؟